سایت مراجع

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

اوقات شرعی
عضویت در سرویس خبری
نام :   
ايميل :   
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
عنوان
دانشنامه عاشورا
اخبار > گفتگوی دختر و پدری ، گفتگوی ؟! و مادری
 


  چاپ        ارسال به دوست

گفتگوی دختر و پدری ، گفتگوی ؟! و مادری

* سر ِ بریده را بغل کرده بود و می گفت: « پدرجان کی تو را با خونت رنگی کرده؟ کی رگ های گردنت را بریده؟ کی من را توی بچگی یتیم کرده ؟ کی این یتیم را بزرگ می کند؟ کی به داد این زن های بدون پوشش و اسیر می رسد؟ کی به چشم های خیس ما توجهی می کند ؟ پدرجان ما که بعد از تو کسی را نداریم. ای کاش من فدای تو می شدم. ای کاش من جای تو کشته میشدم. ای کاش قبل از این کور میشدم و تو را توی این حال نمی دیدم...» خرابه کمی آرام تر شده بود از وقتی رقیه(س) سر ِ پدرش را بغل کرده بود ، آرام شده بود ، آرام ِ آرام زینب(س) رفت سراغش و دید آرامش توی چشم های دخترک موج می زند. حسین(ع) رقیه(س) را برده بود انگار... ---------------------------------- قصه ی کربلا فصل اسارت نوشته ی مهدی قزلی


١٢:٢٥ - شنبه ٢٦ مهر ١٣٩٣    /    عدد : ٥٦٥٦٤    /    تعداد نمایش : ١٤٦٩


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج