سایت مراجع

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

اوقات شرعی
عضویت در سرویس خبری
نام :   
ايميل :   
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
عنوان
دانشنامه عاشورا
اخبار > جشن عروسی شهید «ایرج خرم جاه»
 


  چاپ        ارسال به دوست

جشن عروسی شهید «ایرج خرم جاه»

مراسم استقبال از مادر شهيد ايرج خرم جاه عصر پنجشنبه (سي و يکم مرداد) در فرودگاه استان همدان برگزار شد. در اين مراسم که مادر شهيد ايرج خرم جاه بنا به وصيت فرزندش چادر سفيد بر سر داشت در سخناني گفت: امروز با حضور در شهر همدان احساس مي‌کنم که فرزندم داماد شده است و در مراسم عروسي او شرکت کرده‌ام. اکنون که بعد از  سالها به ديدار فرزندم آمده‌ام بسيار خوشحال هستم و جا دارد از آقاي زمرديان و خانواده‌اش براي اين امانت داري تشکر کنم.


 


وي همچنين در جوار مزار فرزندش گفت: اصلا فکر نمي‌کردم که روزي پس از گذشت سالها از شهادت فرزندم بتوانم مزار او را به آغوش بکشم. از اينکه مردم همدان در اين جشن که براي من مانند مراسم دامادي و عروسي فرزندم به حساب مي‌آيد حضور دارند بسيار خوشحالم و بايد به همه همداني‌ها تبريک بگويم.

 

مادر شهيد خرم جاه در بخش پاياني سخنانش به درگاه خداوند براي همه جوانان دعاي خير کرد و گفت: از خدا مي‌خواهم که همه جوانان خوشبخت شوند.

 

در بخش ديگر مراسم استقبال از مادر شهيد ايرج خرم جاه، جعفر زمرديان که مدتي نام وي بر سنگ مزار اين شهيد حک شده بود نيز گفت: اکنون‌ همان حسي را که از اسارت آزاد شده‌ام دارم و بسيار خوشحالم که بعد از سالها امانت داري، اين امانت را به مادرش مي‌سپارم. مردم همدان همه گل هستند و چندسال مانند گل از اين شهيد امانت داري کردند. اميدواريم همواره زير سايه امام زمان (عج) و در کنار خانواده‌هايمان امانت دار خوب خون شهدا باشيم چرا که شهدا ستار‌ه‌هايي هستند که مي‌شود با آن‌ها راه را پيدا کرد.



وي همچنين يادآور شد: جا دارد در همين مکان يعني فرودگاه شهر همدان و در لحظه‌اي که مادر شهيد در آن حضور دارد، از دوست خوبم «عبدالحسين جلالوند» که او نيز مانند من آزاده است تشکر کنم چرا که او مقدمات و همانگي‌هاي لازم را براي حضور در برنامه «ماه عسل» فراهم کرد. بي‌شک اگر پيگيري و هماهنگي‌هاي او نبود قطعا امروز اينقدر از اينکه پس از چند سال مادري مزار فرزندش را به آغوش مي‌کشد خوشحال نبوديم.

 

در ادامه سخنان جعفر زمرديان، «عبدالحسين جلالوند» دوست و همرزم وي عنوان کرد: اين مساله که امروز به استقبال مادر شهيد ايرج خرم جاه آمده‌ايم در ابتدا نشان از توجه خدا به ايشان دارد.

 

وي درباره جعفر زمرديان نيز بيان کرد: زمرديان يک امانت دار است. چرا که به مدت چند سال با هويت يک شهيد زندگي کرد و اکنون مي‌خواهد او را به مادرش بسپارد. اکنون که به اين مراسم استقبال آمده‌ام بوي پيراهن يوسف به مشامم مي‌رسد.



در بخش ديگري از مراسم استقبال از مادر شهيد ايرج خرم‌جاه که در جوار مزار اين شهيد و در گلزار شهداي شهر همدان با عنوان «يونس خاک» در حال برگزاري بود، احسان عليخاني مجري برنامه «ماه عسل» نيز حضور داشت و با خوانش شعري درباره شهدا و دفاع مقدس گفت: جوانان اين مملکت با هر شکل و قيافه يا باوري که باشند نسبت به طايفه و تبار شهدا ارادت خاصي دارند و هرگز آن‌ها را فراموش نخواهند کرد. اين مراسم که اکنون مملو از جمعيت و به خصوص قشر جوان است نشان دهنده اين است که مردم همدان براي شهدا ارزش خاصي قائل هستند.

 

وي در بخش ديگري از سخنانش به قرائت بخشي از وصيت‌نامه شهيد ايرج خرم‌جاه پرداخت و گفت: اين شهيد با سن کمي که داشته در وصيت‌نامه خود به مادرش نوشته است که پس از شهادت من ناراحتي نکن چرا که دشمنان شاد مي‌شوند. اين مطلب را بسياري از شهداي ما در دوران دفاع مقدس در وصيتنامه‌هاي خود نوشته‌اند بنابراين ما نيز بايد به گونه‌اي زندگي کنيم که در فانتزي ذهن و رويا‌هايمان هرجا که با شهدا روبرو مي‌شويم شرمنده آن‌ها نشويم.

 

علي محمد آزاد استاندار همدان نيز در اين مراسم به دليل کمبود وقت در سخناني کوتاه از حضور مردم همدان در اين مراسم تشکر کرد.

 

از ديگر افرادي که در مراسم يونس خاک سخنراني کرد، غلامرضا خرم‌جاه پسرعمو و هم رزم شهيد ايرج خرم‌جاه بود. وي درباره پسرعمويش گفت: او در سن چهار سالگي پدرش را از دست داد و با دستکاري تاريخ تولدش به جبهه اعزام شد.



وي ادامه داد: شهيد ايرج خرم‌جاه براي عمليات «کربلاي5» در گردان «حضرت علي اکبر (ع)» سازمان‌دهي شد. او همچنين در عمليات «کربلاي 5» نيز حضور داشت اما عمليات انجام نشد. شبي که به منطقه عملياتي «کربلاي5» رفتيم متوجه شديم که آنجا منطقه‌اي آبي با سطح بسيار نامنظم است. يکي از خواسته‌هاي ايرج که غواص بود اين بود که زود‌تر از «علي مهراني» که پسر خاله‌اش بود به شهادت برسد. ما سه نفر يعني من‌، ايرج‌ و علي‌ در اين عمليات کنار يکديگر بوديم. براي آخرين بار که پيشاني‌ ايرج را بوسيدم هنوز سردي پيشانيش را روي لبم به خاطر دارم.

 

 

اين عمليات بسيار مشکل بود چرا که عراقي‌ها با انواع سلاح‌ها به صورت خاصي به سمت ما تيراندازي مي‌کردند. از همين رو ستون نظامي به سختي مي‌توانست حرکت کند و خود را به سيم خاردارهاي مواضع دشمن برساند. از طرفي هم عراقي‌ها اصلا فکر نمي‌کردند که نيرويي بتواند با توجه به موانعي که سر راه نيروهاي ايراني قرار داده‌اند وارد عمل شوند.

 

هنگامي که نيروهاي ما به سيم‌خاردار‌ها رسيدند عمليات لو رفت و عراقي‌ها متوجه حضور ما در آنجا شدند. آن‌ها به سمت ما شليک مي‌کردند. رزمندگان براي آنکه از اين وضعيت رهايي يابند به زير آب مي‌رفتند تا هدف قرار نگيرند اما اثري نداشت؛ چرا که عراقي‌ها در آب نارنجک صوتي پرتاب مي‌کردند و همين باعث مي‌شد که تعداد بسياري از رزمندگان شهيد يا مجروح شوند. در همين بين علي پسرخاله ايرج به شهادت رسيد. ساعت حدود چهار بامداد بود که به بازوي ايرج يک تير اصابت کرد. شهيد علي فيروزگاه براي آنکه خون بازوي ايرج بند بيايد بازوي او را با سيم خاردار بست. آثار اين سيم خاردار موجب شد که بازوي ايرج کبود شود و هنگام شناسايي پيکرش خانواده زمرديان فکر کنند که اين‌ همان ماه گرفتي است و‌ همان فرزند خودشان يعني جعفر زمرديان است.



در همين حين ترکشي هم به پشت سر ايرج اصابت مي‌کند و از مقابل نيز به دليل اصابت تير مستقيم دشمن به سينه‌اش مجروح مي‌شود. اين تير در حقيقت دو ماموريت داشت يکي آنکه به پلاک ايرج اصابت و زنجير آن را پاره کند. ديگري هم اين بود که دل خانواده زمرديان را براي بازگشت فرزندشان شاد کند.

 

هنگامي که تير به سينه او برخورد مي‌کند شهيد «علي فيروزگاه» مي‌خواهد به او تنفس مصنوعي بدهد اما يک باره کف و خون از سينه ايرج بيرون مي‌آيد و شهيد مي‌شود. ايرج قبل از شهادت احساس مي‌کرد سوختگي ريه‌اش به دليل وجود آب در بدنش است. مي‌گفت: پاهاي من را بالا بگيريد تا راحت‌تر نفس بکشم.

 

صبح‌ همان روز من به منطقه‌ي شلمچه که او به شهادت رسيده بود رفتم تا پيکرش را پيدا کنم اما نمي‌دانستم که در شهر همدان بايد به دنبال او بگردم. پيکر پسرعمويم در اهواز بود و بعد از آن به معراج شهداي تهران برده مي‌شود و به صورت اشتباهي به جاي جعفر زمرديان به خانواده‌اش تحويل داده مي‌شود.

 

وي در پايان خطاب به حاضران گفت: در اصل اين شما هستيد که امروز در گلزار شهدا مي‌ه‌مان شهدا هستيد و بردستان آن‌ها تشييع مي‌شويد.

 

 

گزيده‌اي از وصيتنامه شهيد ايرج خرم‌جاه

 

بسم رب‌الشهدا و صديقين

و لاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

(سوره آل عمران )

 

هرگز مپنداريد کسانيکه در راه خدا کشته شدند مرده‌اند بلکه زنده هستند و در نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند.

خدايا در لياقت کساني نگاه مي‌کني که در حال نوشتن دعا هستند. خدايا من هم از آن کسان هستم.

 

با سلام و درود بر آقا امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) و نايب برحقش امام امت و با سلام بر مجروحين و جانبازان اسلام که با از دست دادن عضوي از بدن خود درس مقاومت و شجاعت را به ما داده‌اند و با درود به ارواح طيبه شهدا از صدر اسلام تاکنون، از کربلا تا کربلاهاي غرب و جنوب ايران اسلامي. آن‌ها که با اهداي خون خود درخت اسلام را آبياري کرده و خواهند کرد و درس شهادت به ما آموختند.

 

خداوندا، آيا قلم‌ها توانسته‌اند که واقعه خيبر، بدر و احد را بيارايند؟ خدايا من که هيچ هستم و نمي‌توانم و زبان گويا ندارم که بتوانم آن حماسه‌ها را بيارايم. خدايا تو صبر بده به مادران و پدران و خانواده‌هاي معظم شهدا.

 

خداوندا، عنايتي فرما و صبري به ايشان بده که شيطان نتواند در اين خانواده‌هاي محترم و در دلهاي ايشان نفوذ کند و به اين فکر بيفتند که فرزندشان بي‌جهت به جبهه رفته و شهيد شده است. خدايا به مادران شهدا صبر بده که چنين فرزندان فداکاري در اينجامعه تربيت کرده‌اند و تحويل جامعه داده‌اند تا از کشور عزيزمان پاسداري و حفاظت کنند که اين عزيزان با اهداي خون خود دين خود را به اسلام ادا کرده‌اند. خدايا کساني که در اينجامعه اسلامي به اين کشور خيانت مي‌کنند، همانا که منافقين هستند، خداوندا نيست و نابودشان بگردان.

 

پيام کوچکي هم به برادران همرزم و بسيجي دارم. برادران تا خون در رگ داريد و تا جان در بدن داريد با کفار بعثي عراق و تمامي جنايتکاران شرق و غرب بجنگيد و اسم صلح تحميلي را در نطفه خفه کنيد تا در راه خداي مهربان به شهادت برسيد. براداران، کشته شدن در راه خدا، در راه حسين (عليه السلام) و در راه آزادي مستضعفان جهان، افتخار است و من کوچک‌تر از آن هستم که به شما وصيت کنم که در قاموس شهادت واژه وحشت نيست.

وصيت به مادر مهربان و خانواده عزيزم.‌اي مادر عزيز، زبان من توان گويايي با تو ندارد به غير از خجالت و شرمندگي چيزي ندارم چون من مي‌دانم که چه زحمت‌هايي براي من، برادرانم و خواهرم کشيده‌اي. من نمي‌توانم که روي هميشه مهربان شما را نگاه بکنم ولي از تو عاجزانه مي‌خواهم من که در نزد خداوند متعال رو سياه هستم، تو رو سپيدم کن و حلالم کن. مادر جان، جان به فدايت. تو خيلي مهربان هستي اما نامهرباني در کنارت ايستاده؛ او را ياري بده و به او مهرباني بياموز.

 

مادر عزيزم اگر خداوند بزرگ شهادت را نصيبم کرد و من گناهکار را پذيرفت تو گريه مکن. لباس سياه مپوش که دشمنان اسلام خشنود شوند. اگر تو گريه کني خصم زبون استفاده مي‌کند و خوشحال مي‌شود.

والسلام.



حاشيه ها

 

در حين حرکت کاروان حامل مادر شهيد خرم جاه و تعدادي ديگر از مردم همدان، يک کاروان عروسي هم در حال حرکت بود.

حضور انبوه مردم همدان در استقبال از مادر شهيد خرم جاه مثال زدني بود.

چند نفر از زنان که قصد داشتند مادر شهيد را از نزديک زيارت کنند، به دليل هيجان از حال رفتند.

حضور خبرنگاران، عکاسان و مستندسازان در اين مراسم قابل توجه بود.

 

در بخشي از مراسم گلزار شهداي همدان مادر شهيد خرم جاه دسته گلي را تقديم مادر جعفر زمريان کرد و متقابلا مادر زمرديان هم ضمن عرض تبريک، دسته گلي را به گردن مادر شهيد خرم جاه انداخت.

در اين مراسم سردار محمدرضا نقدي رييس بسيج مستضعفين حضور داشت و لوح ياد بود، تنديس و تمبر شهيد را به مادر شهيد ايرج خرم جاه اهدا کرد.

  " یا داعی الله"


١٣:٠٢ - چهارشنبه ١٣ شهريور ١٣٩٢    /    عدد : ٤٦٣٣٧    /    تعداد نمایش : ١٥٦٢


کاربر مهمان
1392/06/14 13:15
0
0
سلام! خيلي جالب بود ، با اين شرائطي كه پيش اومده خيلي دلم ميخواد بدونم خواست وحكمت خداوند بر چيه كه اينطور مقدر فرموده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج