سایت مراجع

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
۞۩۞۩۞۩۞۩۞۩۞
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

اوقات شرعی
عضویت در سرویس خبری
نام :   
ايميل :   
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
عنوان
دانشنامه عاشورا
اخبار > مکالمه يک بيسيم چي
 


  چاپ        ارسال به دوست

مکالمه يک بيسيم چي

عباس! من حسينم! از اينجا به گوش باش

اين خط کربلاست، تو پرچم به دوش باش

***

حاجي به گوش هستم از اين لحظه ها، تمام

از اين به بعد وعده ما کربلا ، تمام

***

ساعت گذشت ونيمه شب از نيمه ها گذشت

عطر نماز پر شد و گل شد هواي دشت

بيسيم چي که رو به خدا ايستاده بود

 هي بيقرار، گوش به فرمان جادهبود

***

بي سيم ناگهان! پر امواج نور شد

عباس! مژده کرببلا جفت و جور شد!

عباس! رمز اين عمليات بسته است

"رمز"،اسم مادري است که پهلو شکسته است

بيسيم چي  به زمزمه افتاد وگريه کرد

چشمش به ياد فاطمه افتاد و گريه کرد

قلبش شکست و گفت: که اي مادر حسن

کي ميکني نگاه شهادت به سمت من؟!!

***

حمله شروع شد: که منور زدند و بعد

رزمند گان عشق به معبر زدند و بعد

معبر شکست و پيش روي ها شروع شد

تعبيرهاي رمز "يا زهرا" شروع شد

دشمن شکست خورد و زمين گير نور شد

نور آنقدر گرفت به چشمش که کور شد

وقتي سپيده زد همه جا آفتاب بود

بي سيم چي! ولي دلش ازغم کباب بود

يعني خدا نشد که باز مرا پرپرم کني؟!!

قرباني مدينه اي ي مادرم کني

***

بيسيم باز هم  پر امواج نور شد

"عباس من چقدر از خيمه دور شد" !!!

مفهوم نيست حاجي از اول غزل بگو

مفهوم را به شيوه ضرب المثل بگو

مي خورده اي و تشنه جام طهور باش

عباس! درمحاصره هستي صبور باش!

***

يک روز بعد ؛ دشت پُر از تير و دشنه بود

هر کس کنار علقمه اي بود و تشنه بود

***

يک روز بعد ! تشنگي از تشنگي گذشت

عطر شهيد پر شد و گل شد هواي شدت

***

يک روز بعد؛ هيچ کسي شهيدي نمانده بود

جز يک نفر! که آب به آنها رسانده بود

جز يک نفر! که کوله بي سيم پشت او

جز يک نفر که قمقمه ها توي مشت او

***

يک روز بعد! خش خش بيسيم سر گرفت

از حال روز قاصدک خود خبر گرفت

بيسيم چي !جواب بده! جان من فدات

بيسيم چي! چه آمده بر دشت کربلات

بي سيم خبر نداشت که بي سيم چي نداشت

بي سيم خبر نداشت وَ بيسيم را گذاشت

بيسيم چي نبود، که امواج بسته بود

آن لحظه پيش مادر پهلو شکسته بود

آن لحظه با وصال خدا خو گرفته بود

افتاده بود و دست به پهلو گرفته بود

آن لحظه سوخت و پرپر شد و تمام

او هم شهيد بي سر مادر شد و تمام

***

ده سال بعد کار تفحص جواب داد

يک قاصدک رسيد و خبرهاي ناب داد

ده سال بعد؛ کار تفحص که مي گرفت

انگار باز گوشي بيسيم چي گرفت

از آسمان به فرش کسي هست بشنود؟

پيغام عرش! کسي هست بشنود؟

اينجا قرار گاه بهشت است! آسمان!

اين هم منم شهيد گم شده در خاطراتتان!

عمار هر که هست! بيايد به روي خط

تا درد دل کنيم کمي درگلوي خط

ميدانمت که شوق تو را دارد آسمان

عمار جان! فدايي ي سيد علي بمان!

اين انقلاب چادر خاکي فاطمه است

حفظش وظيفه ايست که بر گردن همه است

***

عمار جان تمام! مرا هم دعا کنيد

بي سيم را مباد که روزي رها کنيد....

 ___________________________

"رحمان  نوازني"

"یا داعی الله"



١٨:١٣ - چهارشنبه ٢٨ اسفند ١٣٩٢    /    عدد : ٥١٥٤٤    /    تعداد نمایش : ٨٥٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج